هوش تجاری (Business Intelligence)

هوش سازمانی یا BI یعنی « داشتن دانشی فراگیر از همه عواملی که بر سازمان موثر است » یا به عبارتی داشتن دانشی عمیق نسبت به همه عوامل مثل مشتریان (جامعه و مخاطبین، ارباب رجوع و ...) رقبا، محیط اقتصادی، عملیات و فرآیندهای سازمانی (مالی، فروش، تولید، منابع انسانی و...) که تاثیر مستقیم بر کیفیت تصمیمات مدیریتی در سازمان می گذارد هوش سازمانی است.
هوش سازمانی مدیران را برای تصمیم گیری در همه عوامل موثر بر سازمان و شرکت ها توانمند می سازد.

عوامل و تغییرات سریع در محیط عملیات شرکت ها و سازمان ها، آنها را به سوی پشتیبانی رایانه ای از عملیاتشان سوق می دهد. بدین معنی که فشارهای خارج از شرکت ها منجر به ایجاد رویکرد پاسخ در سازمان ها می شود که با توجه به سرعت محیط، این پاسخ ها باید با سرعت همراه باشد؛ چرا که محیط بسیار رقابتی است و لذا برای دستیابی به پاسخ های سریع، لازم است سامانه های رایانه ای به کمک شرکت ها بیایند. سامانه های رایانه ای می توانند فرآیند پاسخ را تسهیل و تسریع نمایند.

چشم انداز هوش تجاری

شاید بتوان به طور خلاصه چشم انداز هوش تجاری را اینگونه مطرح کرد:
«ارتقاء عملیات و فرایندهای کلیدی کسب و کار از طریق تامین اطلاعات و دانش حیاتی کسب و کار در زمان درست، قالب درست و برای همه سطوح سازمانی ».

اهداف هوش تجاری

لذا اهدافی را که هوش تجاری به دنبال آن است را می توان به صورت ذیل خلاصه کرد: «بهینه سازی، تحلیل،کنترل و دیده بانی عملیات و فرایندهای کسب و کار».

کارکردهای هوش تجاری

به دنبال اهداف هوش تجاری، سه کارکرد اصلی در کسب و کارهای مختلف ایجاد می شود که عبارتند از:

  • ایجاد دید: گذشته و حال کسب و کار ها را برای پیش بینی آینده به کار می گیرد.
  • مدیریت و تحلیل عملکرد کسب و کار: شاخص هایعملکردی کلیدی (Key Performance Indicators, KPI) را تعریف می کند.
  • گزارش دهی: گزارش های لحظه ای و دست ای ایجاد می کند.
  • تسریع و بهبود فرایند تصمیم گیری
  • بهبود فرایندهای داخلی
  • دستیابی به مزیت های رقابتی جدید